X
تبلیغات
EmamNaghi آتش عشق...

آتش عشق...
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم  
قالب وبلاگ
لینک دوستان

شگفتی های خلقت انسان

" انسان تنها موجودی است که نمی خواهد همان باشد که هست. "

*آلبر کالو*

ربیع حاجت می گوید :"روزی طبیبی هندی در مجلس منصور کتاب طب می خواند، در حالی که امام صادق (علیه السلام) نیزآنجا حضور داشتند. چون از قرائت مسائل طب ،  فراغت یافت ، به امام ششم (علیه السلام)گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟حضرت فرمود: نه ؛ زیرا آنچه من میدانم از دانش تو بهتر است .طبیب پرسید: تو از طب چه می دانی؟

فرمودند: من حرارت را با سردی ، و سردی را با گرمی ، رطوبت را با خشکی ، و خشکی را با رطوبت درمان می کنم،و مساله ی تندرستی را به خدا وا می گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر را به کار می برم که فرمود :" شکم خانه درد است و پرهیز درمان هر دردی و تن را به آن چه خوی گرفته باید عادت داد".

طبیب گفت :" طب جز این چیزی نیست." امام گفت می پنداری که من این دستور ها را از کتاب های بهداشتی یاد گرفته ام ؟" گفت :"آری" .امام فرمودند : "من این ها را از خدا فرا گرفته ام . تو بگو من از جهت بهداشت دانا ترم یا تو؟" طبیب گفت:" البته من."امام علیه السلام فرمودند: "اگر این چنین است من از تو سوالاتی می پرسم، تو پاسخ بده."گفت : "بپرس."

امام صادق (ع) سوالات زیر را از طبیب هندی پرسیدند:

"*چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟

*چرا موی سر بالای آن است؟

*چرا پیشانی مو ندارد؟

*چرا در پیشانی خطوط و چین وجود دارد ؟

*چرا ابرو بالای چشم است؟

*چرا دو چشم مانند بادام است؟

*چرا بینی میان چشم هاست؟

*چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟

*چرا لب و سبیل بالای دهان است؟

*چرا مردان ریش دارند؟

*چرا دندان پیشین ، تیز ترو دندان آسیاب پهن،ودندان بادام شکن بلند است؟

*چرا کف دست ها مو ندارد ؟

*چرا ناخن و مو جان ندارند؟

*چرا قلب ماند صنوبر است؟

*چرا شش دو تکه است ود در جای خود حرکت می کند؟

*چرا کبد (جگر) خمیده است؟

*چرا دوزانو به طرف پشت خم و تا می گردند؟

*چرا گام های پا میان تهی است؟"

طبیب هندی در پاسخ به تمامی سوالات بالا گفت :" نمــــــــــــــــــــــی دانــــــــــــــــــــــــــــــــم. "

امام فرمودند : "من علت این ها را می دانم. طبیب گفت : بیان کن."

امام فرمودند:

"جمجمه به دلیل اینکه میان تهی  است، از چند قطعه آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود و یران می شد، لذا چون چند قطعه است، دیر تر می شکند.

موی در قسمت بالای سر است، چون از ریشه ی آن روغن به مغز می رسد و از سر موها که سوراخ است،بخارات بیرون می رود و سرما و گرما یی که به مغز وارد می شود ، دفع می شود.

پیشانی مو ندارد، برای این که روشنایی به چشم برسد.

خط و چین پیشانی نیز عرقی را که از سر می ریزد،نگه می داردتا وارد چشم ها نشودو انسان بتواند آن را پاک کند، مانند رود خانه که آب های روی زمین رانگه داری میکنند.

ابرو ها بالای دو چشم قرارا دارند تا نور به اندازه کافی به آن ها برسد.ای طبیب ، نمی بینی وقتی شدت نور زیاد است ، دست خود را بالای چشم ها می گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری کند؟!

بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آن ها به طور مساوی تقسیم کند.

چشم ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید.اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی شد و دوا به همه جای آن نمی رسیدو بیماری چشم درمان نمی شد.

خداوند سوراخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود نه فضولات از آن پایین می آمد ونه بو ی چیزی را در می  یافت .

سبیل و لب را بالای دهان آفرید ، تا فضولاتی را که از مغز پایین می آید نگه دارد و خوراک و آشامیدنی به آن آلوده نگرددو آدمی بتواند آن ها را پاک کند.

برای مردان محاسن (ریش)را آفرید تا نیازی به کشف عورت (پوشاندن سر ) نداشته باشدو مرد و زن از یکدیگر مشخص شوند.

دندان های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد،و دندان های آسیاب را برای خرد کردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند تر آفرید تا دندان های آسیاب را مانند ستون هایی که در بنا به کار می رود ، استوار کند.

دو کف دست را بی مو آفرید تا حس کردن با آن ها واقع گردد.اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می کشید  به خوبی آن را حس نمی کرد.

مو ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آن ها زشت و کوتاه کردن آن ها زیبا ست.اگر جان داشت بریدن آن ها همراه با درد زیادی بود.

قلب را مانند صنوبر ساخت چون وارونه است. سر آن را باریک قرار داد تا در ریه ها در آیدو از باد زدن ریه خنک شود.

کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و آن را فشار دهد تا بخار های آن بیرون رود.

خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود ،به همین علت حرکات وی میانه است ، و اگر چنین نبود در راه رفتن می افتاد.

پا را از سمت زیر و دو سر آن ، میان باریک ساخت، برای آن که اگر همه ی پا بر روی زمین قرار می گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می شد .سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد ، کودکی آن را بر می گرداند وهر گاه بر روی زمین افتد، مردی قوی به سختی می تواند آن را بلند کند. "

آن طبیب هندی گفت : "این ها را از کجا آموخته ای ؟"

امام فرمودند : "از پدرانم و ایشان از پیامبر و او ازجبرئیل ، امین وحی و او از پروردگار که مصالح همه ی اجسام را داند."

طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت:" تو دانا ترین مردم روزگاری." "

راستی چه شگفت انگیز است که حضرت صادق (علیه السلام)بدون در دست داشتن ابزار امروزی که وسیله شناخت درون و بیرون انسانند در گوشه ای از شهر مدینه برای یک طبیب هندی شگفتی های خلقت انسان را با دلایل محکم بیان می فرمایند.

[ جمعه پانزدهم مرداد 1389 ] [ 13:13 ] [ صبا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

پروردگارا؛
تو را شکر می کنم که مرا در
آتش عشق گداختی،
و همه ی موجودات و خواستنی ها را به جز
عشق و معشوق در نظرم خوار
و بی مقدار کردی،
تا از کنار هر حادثه ی وحشتناکی به سادگی
و آرامی بگذرم.
×شهید دکتر مصطفی چمران×


با نظرات گرانقدر خود بنده را در بهتر شدن این
وبلاگ یاری کنید
div class=CenterSid>